امربه معروف ونهی ازمنکر
109 بازدید
محل نشر: اندیشه نامه انقلاب اسلامی
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ نشده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
1- تعریف امربه معروف ونهی از منکر معروف در نظر مشهور فقیهان به کار پسندیده ای گفته می شود که همراه با حکم وجوب ویا استحباب شرعی است ومنکر کار ناپسندی است که از نظر شرع حرام می باشد(شهیدثانی،مسالک،3/ 99- 100؛ نجفی، جواهرالکلام، 21/356- 357). ازنظر برخی از فقها منکر اعم از کار ناپسند حرام یا مکروه است (ابن حمزه، وسیله، 207؛ اردبیلی، مجمع الفائده 7/529).امام خمینی نیز در آثار علمی خود، هر عملی که عقلا یا شرعا واجب باشد، معروف وآنچه از نظر شرع وعقل حرام یا مکروه باشد، منکر دانسته است (تحریرالوسیله، 362).ایشان پس از انقلاب اسلامی ایران، معروف ومنکر را به هر آنچه موافق یا مخالف قانون جمهوری اسلامی ایران باشد، تعمیم داده است (امام خمینی، استفتائات، 3/ 59 ). الزام مردم به این امر در این راستا است که معروف در جامعه به مرحله عمل در آمده و لباس عينيت بپوشد از اینجا فرق آن با تبلیغ روشن می گردد. تبلیغ رساندن پيام وشناساندن آن ومربوط به مرحله شناخت است. وظيفه‏اى كه هر مسلمان از نظر تبليغ دارد اين است كه بايد اين احساس در او پيدا بشود كه به نوبه خودش حامل پيام اسلام باشد. اما در امر به معروف، هر مسلمانی وظيفه دارد كه در او اين احساس باشد كه ‏مجرى احکام الهی وجزء قوّه مجريه حکومت اسلامی است(مطهری، مجموعه‏ آثار‏17/ 322- 323). 2- جایگاه امربه معروف ونهی از منکر در تعالیم دینی در آیات متعدد قرآن به اهمیت امربه معروف ونهی از منکر وضرورت پایبندی به آن تصریح شده است(آل عمران 114؛ لقمان، 17) خداوند از جمله ویژگی های مومنان را در آیه 71 سوره توبه، امر کردن به معروف ونهی کردن از منکر، یاد می کند(ر.ک: امام خمینی، ولایت فقیه،109)ودر آیاتی از قران، علما وپیروان دیگر ادیان را به واسطه ترک این امر، مورد ملامت قرار می دهد(سوره مائده، 79، 63) .... 3.عرصه های فردی واجتماعی امربه معروف ونهی از منکر این فریضه الهی، عرصه وقلمرو وسیعی داشته وشامل همه ابعاد زندگی فردی، خانوادگی واجتماعی افراد می گردد. البته در همه این عرصه ها باید توجه داشت که نباید تنها در برابر فسادها وانحرافات اقدام به نهی از منکر نموده واصل امربه معروف، کم رنگ شده وبه فراموشی سپرده شود ،بلکه باید همواره به کارهای نیک در هر یک از این عرصه ها توصیه شود..... 4.زیر ساخت های تربیتی امربه معروف ونهی از منکر با توجه به توصیه فراوان به امربه معروف ونهی از منکر در فرهنگ اسلامی، و برای آن که این فریضه الهی به صورت درست وموثر اجرا گردد تا به هدف خود نزدیک شود ، نیازمند رعایت یک سری آداب وزیر ساخت ها است که باید در شخص آمر ودیگر افراد جامعه ایجاد شود تا زمینه اجرای درست آن فراهم گردد. الف-اصلاح خویشتن: در رتبه نخست اگر کسی بخواهد امر ونهی او اثر گذار بوده بایدخودش را اصلاح کرده وعامل به گفته های خود واحکام اسلامی باشد (امام خمینی، صحیفه امام 12/ 498 ).... ب- گسترش روحیه خیرخواهی و مهرورزی:درفرهنگ اسلامی توصیه به این امر، برای عیب جویی وسرزنش دیگران نیست، بلکه برای اصلاح وتربیت افراد وسوق دادن جامعه به صلاح ورستگاری است . از این روی لازم است در افراد جامعه روحیه خیر خواهی نسبت به یکدیگر ایجاد شده تا افراد در قبال هم احساس مسئولیت کنند واز این نگرش به هم امر به معروف نمایند چنانکه خداوند از سر لطف ورحمت به بندگان خود وبرای خیر خواهی وسعادتمندی آنان، امربه معروف ونهی از منکر را واجب کرده است(ر.ک: امام خمینی، شرح چهل حدیث، 67).... ج-تداوم واستمرار :مداومت بر انجام امربه معروف ونهی ازمنکر والتزام همگان به آن ،از جمله نکاتی است که لازم است یکایک افراد جامعه این روحیه را در خود ایجاد کرده ودر این راه از خود استقامت نشان دهند . در این صورت در میزان تاثیر گذاری این فریضه الهی موثر است، به گونه ای که اگر در برابر یک گناه وکار ناپسند، افراد متعددی پی در پی تذکر دهند، به مرور در آن فرد اثر می کند (امام خمینی، صحیفه امام 18/ 491)......... 5. شرایط امربه معروف ونهی ازمنکر بیشتر فقها قائل به چهار شرط شده اند: شرط اول: شناخت معروف ومنکر: شرط دوم: اصرار برگناه: شرط سوم: احتمال تأثیر: شرط چهارم: عدم مفسده: (امام خمینی، تحریرالوسیله364 367).368؛)................... 6.مراحل وشیوه عمل امربه معروف ونهی از منکر در اجرای امربه معروف ونهی از منکر، مراحل ومراتبی در نظر گرفته شده است، زیرا تشریع این فریضه با رویکرد تربیتی همراه بوده وبرای اصلاح فرد وجامعه می باشد واگر با مراحل پایین تر، معروف برپا ومنکر برطرف گردد، دیگر نوبت به مراحل بعدی و شدیدتر نمی رسد. برای آن سه مرحله ذکر شده است مرحله اول: بیزاری وانزجار قلبی ؛ مرحله دوم : امر ونهی زبانی ؛مرحله سوم: توسل به قدرت (نجفی، جواهر الکلام، 21/ 374؛ امام خمینی، تحریرالوسیله، 372).............................